پزشک ایرانی-خاطرات دانشگاه علوم پزشکی ایران به روایات مختلف


ما شبی دست بر آریم و دعایی بکنیم / غم هجران تو را چاره زجایی بکنیم

دل بیمار شد از دست رفیقان مددی / تا طبیبی به سر آریم و دوایی بکنیم

آخرین ارسال های انجمن

منوی کاربری

نظر سنجی


صد در صد bully
فيفتي فيفتي 14
نه 38


آمار

آمار مطالب يک ساعت پيش: 0
امروز: 0
اين ماه: 3
کل: 97
کل نظرات: 1589
آمار کاربران يک ساعت پيش: 0
امروز: 2
اين ماه: 7
کل: 157
بن شدگان: 0
جديدترين عضو: mitiazueff
آمار پست هاي انجمن يک ساعت پيش: 0
امروز: 0
اين ماه: 0
کل: 84
کل تاپيک ها: 16
بازدید هفتگی
شنبه0
یکشنبه0
دوشنبه0
سه شنبه224
چهارشنبه276
پنجشنبه108
جمعه0
بازدیدهای این هفته: 608

افراد آنلاین اعضا: 0
هيج

روبات ها: 0
هيج

ميهمانان: 2
مجموع: 2


عمليات فكري

موضوع: مطالب جالبنویسنده: رضا تاریخ: 16 اسفند 1388

شب فكر ميكنم:
از فردا ديگه همه ي كارارو براي خدا انجام ميدم bully ،اصلا ميشم تجليِ خدا روي زمين 38 .ميشم اشرف مخلوقات 39 .از فردا آدم ميشم 37 .ميرم تو دل مردم و براي مردم. laughing

صبح عمل ميكنم:
امروز بايد سر اينو كلاه بذارم 16 ،به اون دروغ بگم am .حال اون يكي رو بگيرم 9 .اونقد رو مخ اين يكي رژه برم تا راضيش كنم اون كارمو انجام بده 24 .اينو اذيت كنم 38 ،اونو نابود كنم belay .اينم اگه بتونم پنچر كنم كه ديگه عالي ميشه laughing

شب فكر ميكنم:
از فردا ديگه همه ي كارارو براي خدا انجام ميدم bully ،اصلا ميشم تجليِ خدا روي زمين 38 .ميشم اشرف مخلوقات 39 .از فردا آدم ميشم 37 .ميرم تو دل مردم و براي مردم. laughing

... و اين داستان ادامه دارد.

بعد نوشت:يه دو سه روزي ميرم كرمان.حلالم كنيد 24 .ميگن دارودسته ي ريگي منتظرن كه من برسم. 15

منو كلنگ

موضوع: ---نویسنده: رضا تاریخ: 2 اسفند 1388

قبل نوشت: يكي از نويسنده هاي كلنگي هستيم به اسم نشريه.ببخشيد نشريه اي هستيم به اسم كلنگ lol (تفسير جمله:نويسنده از ضمير جمع استفاده كرده ،چون ميخواهد بگويد،4 تا مطلب تو يه شماره ازش چاپ شده lol -فالواقع نگارنده در حال فخرفروشيست 4 )

و اما گفت و شنودي من باب اين حادثه:

-رضا،نشريتونو خوندم.عالي بود پسر 29 .تركونديد.ولي سعي كن خودت بيشتر مطلب بنويسي. 36
-ديگه به هرحال،هر كاري من توش باشم ،انتظاري جز اين ازش نميره 38 .دستت درد نكنه به خاطر انتقاد سازندت.چشم دفعه ي بعد خودم همشو مينويسم 14 .

-رضا،كلنگو خونديم.خوب بود.مطلباي تو هم قشنگ بود. 2
-ديگه به هرحال،شماره اول بود.شماره ي بعدي رو حتما ميتركونيم.از انتقادتم ممنون 33

-رضا،كلنگو خوندم،هي بد نبود.ولي جنس كاغذش عالي بود. 4
-ديگه به هرحال،نشريه اي كه بتونه تو اولين شمارش با اين تيراژ و كاغد بياد بيرون،حتما عالي بوده ديگه.البته منم توش 4 تا مطلب نوشته بودما. lol

-رضا،كلنگو ديدم، افتضاح 21 .تو كه ديگه اصلا گند زدي 20 ،نميتوني چرا مينويسي؟.ولي دمتون گرم،زيركتري خوبي داديد بيرون. بعديشو كي ميديد ؟ 6 ميخوام ببينم تا اون وقت زيركتري بخريم يا همين كاغذ دووم مياره.
- 13 ديگه به هرحال،تو اصلا ميدوني طنز يعني چي؟ 13 تو اصلا فرق بيل و كلنگو ميفهمي اومدي براي من منتقد شدي؟ 13 مرتيكه اصلا تو غلط كردي ... 13 (بيپ-بيپ-بيپ)

بخش اول هر 4 گفتمان بالا به طور حقيقي اتفاق افتاده ها wink ولي از اونجايي كه من آدم كاملا انتقاد پذيريم(جان عمم lol -حتي الامكان در ظاهر كه اينطوري نشون ميدم 14 ) براي هر 4 برخورد بالايي برخوردي سراسر با متانت همراه با حس انتقاد پذيري از خودم نشون دادم. bully حالا ديگه نميدونم چرا اينجا اومدم اينجوري نوشتم 38 .(شايد ميخواستم عقده هامو خالي كنم lol )

پي نوشت:دوست دارم نظر بديد. 8

رضا نامه (نگارش دوم)

موضوع: مطالب جالبنویسنده: رضا تاریخ: 23 بهمن 1388

عرض تسليت به مناسب رحلت حضرت رسول و شهادت امام حسن مجتبي و حضرت رضا (ع)

بچه ها بچه ها،
ميدونيد چه اتفاق مهمي در جهان روي داده؟نميدونيد؟خاك بر .... lol
رضا ترم سومي شد wink انگار همين ديروز بودا (چي؟ همه چي lol )
يك سال پيش يه غلطي كرديم و يه چيزي نوشتيم به اسم "اخلاق نامه"
بنابر بيانات اينجانب در اون مطلب هدف از نوشتن آن پست اين بود:
سعي کردم بعضي از ويژگي هاي قابل تغييرمو اينجا بنويسم و هر ترم اونارو چک کنم ببينم چه ويژگيه جديدي بهم اضافه شده يا اين که کدوم خلقم تغيير کرده
رضا جان 14 بهمن 1388 -تهران

به هرحال پس از گذشت يك سال چشم ها، ( laughing ) به اين دوخته شده كه رضا چقدر تغيير كرده،پس بيش از اين منتظرتون نميذارم bully (حال ميكنيد ،چقدر خودمو تحويل ميگيرم؟ lol )
ديگه از اين به بعدشو جدي مينوسم (چه غلطا lol )

اول ببينيم كه يك سال پيش چجوري بودم؟

ويژگي هاي بارز »فضولم,خيلي به خودم اعتماد دارم,مغرور,نسبتا صادق,همه رو دوست دارم و دوست دارم با همه رفيق باشم,در بعضي از جاها خيلي پر روام و در بعضي جاها نه زياد,شکاک,بي کلاس,دير عصبي ميشم ولي اگه عصبي بشم طرفو آسفالت ميکنم,در کارهاي مهم نظر خودمو بر نظر همه ترجيح ميدم ولي کارهاي معمولي برام هيچ فرقي نداره کي برام انتخاب کنه,فعلا عاشق سياستم و دوست دارم در تصميم گيري هاي سياسي دخيل باشم,خيلي فعالم و اصلا نميتونم ساکت يه جا وايسم.
فرازهايي از بيانات رضا - 14 بهمن 1388 -همونجا


خوب اين پارسالم بود،و هم اكنون ببينيد هم اكنونم را:
فضول نيستم what 12 جون من نگيد دروغ ميگي كه انصافا راست ميگم.مثلا شما به يه آدمي كه تو مترو نشسته،بعد بغل دستيش داره با گوشيش فيلم شخصي نگاه ميكنه ، ولي اون اصلا به گوشيه بغل دستيش نگاه نميكنه چي ميگيد؟ (ميگيد = لاالفضول يا بسيار متشخص يا شخص شخيص 4 -نميگيد؟) حالا ديدي فضول نيستم 14 البته بگذريم از اين كه چجوري فهميدم طرف داره فيلم شخصي نگاه ميكنه .(اينو بذاريد به حساب هوش بالاي من ،و نه ديد زدن گوشيه مردم توسط من lol )
lol lol lol دارم منصرف ميشم از اينكه ويژگي هاي ديگمو بنويسم recourse (آخه جدي خودم خندم ميگيره 20 ) ،ولي ديگه چه كنيم،به خاطر آيندگان بقيشم مينوسم. 39
اعتماد به نفس در حد ... در حد ... در حد... (آخه چيكار كنم،هيچ چيزي رو پيدا نميكنم كه باهاش بشه اين خلقمو توصيف كرد.آقا شما المپيك به توان المپيك و لاليگا به توان المپيك به توان بندسليگا به اضافه ي ليگ برتر رو بذاريد تو دوتا جاي خالي اول،جاي خالي سوم رو هم فعلا پر نكنيد lol )
وصف غرور رو هم فكر كنم اگه بيخيالش بشم،هم شما راحت تريد و هم من 38 (ببين ديگه چقدر خلافم بالاست 30 )
آقا بقيه ويژگي ها هم همونيه كه قبلا اشاره نموده بودم laughing (اينجاست كه ميگن حرف مرد يكيست و يكي ميماند bully )
ولي چند تا چيز:
->مدتيه كه صداي نزديكانم(اعم از بستگان و نابستگان و دل بستگان lol ) در اومده كه تو(منظور رضاست) روي صدام (منظور صدام حسين،رييس جمهور محبوب و مردمي اسبق عراق) رو ماله كشيدي.هر چندخودم از اين حادثه هيچ خبري ندارم،اصلا كو "ماله" كه من روي صدام بكشم.اصلا كو صدام؟مگه نمرده؟ lol(ملت هم حرفا ميزننا.) اون ايهاالناسي كه اين نظريه ي ... و ... رو دادند(اينبار هيچ راهنماييي جهت پر كردن جاخالي ها نميكنم 16 ) ميگن ياالرضانا (يعني اي رضاي ما) تو جديدا و ايضا قديما بسيار مستكبر و مستبد شدندي و بودندي. 15
به نظر من كه اينا همه براي خودشون ميگن وگرنه اصلا كسي تو عمرش آدمي مثل من ديده كه حتي براي نحوه ي آب خوردنشم مشورت بگيره؟(حالا ديگه نه اينقدر دموكرات).نديديد و نديدند و نديدنسج.(كلا نديدبديدندسج 38 )
->هرچند تو خلق و خو تغيير چنداني نداشتم.(به قول معروف سيب همان سيب است) ،ولي تو "اهداف" يه چند تا سفر فضايي از زمين تا آسمون رو تجربه كردم what
هدف هاي زندگيم مرتبا تعويض ميشدند،فكر كنم 10.12 تا هدف مختلف رو تو اين يه سال بازي دادم(نمدونم،شايد اونا منو بازي دادند lol )
اما چند وقتيه نشستم دو دقيقه درست حسابي فكرمو كار انداختم( lol )،گفتم رضا قبول كن كه عرضشو نداري كه به همه ي اين اهداف برسي،هرچي هم بزرگ تر ميشي اهدافت رنگي تر ميشن.پس بيا و يه لطفي به خودتو و جامعه ي بشري كن و همه ي اين اهدافو حذف كن.در عوض معنيه هدفو عوض كن (با اين فرض كه ميشود،تو ميتواني bully ).
بعد يه تيوري بسيار روشنفكرانه،بسيار مدرن،و بسيار شگفت انگيز به ذهنم رسيد و الان دارم همونو اجرا ميكنم.
البته از اونجايي كه خيلي از جاهاي اين نظريه هنوز ايراد فني داره،نميتونم اينجا بگم wink هر وقت اون ايرادات رو تونستم حل كنم(يه محلول خوب سراغ داريد؟ lol ) ميام اينجا مطرحش ميكنم bully بريد حال كنيد ديگه.ميخوام يه نظريه بدم كه فرويد و پياژه و هاينريشبرگ (اين آخري رو خودم كشف كردم 4 ،چيكار كنم؟ ديگه اسم روانشناس بلد نبودم lol ) بيان جلوم لنگ بندازم. 36 حالا اگه خودشونوم به رحمت خدا رفتن،لنگ اندازيه نوه هاشونم قبول ميكنم. bully

پ ن:به علت بلندي طول پست از الحاق پي نوشت معذوريم.جوك و سخن حكيمانه هم نداريم 35 ،بيانات و فرمايشات خودم كار هزارتا سخن نغز و حكيمانه رو انجام ميده. 29

اينبار تغديه ما را ميخورد

موضوع: خاطرات دانشگاهنویسنده: رضا تاریخ: 18 دي 1388

بعد از چند هفته نوشت:نمرات تغذيه اومد،12.75 حاصل اين همه تلاش wink
لينك نمرات براي اوني كه خواسته بود:
http://www.irpezeshk.ir/3.jpg
http://www.irpezeshk.ir/2.jpg
http://www.irpezeshk.ir/1.jpg


عرضم به حضور انورتون كه يه هفته و يه روز يا به تعبيري هشت روز lol ،وقت داشتيم و داريم و خواهيم داشت براي گذران درسي دو واحدي به نام تغذيه.
هر چي از كمالات اين دو واحد بگم،كم گفتم.
يادمه روز اولي كه رفته بودم دانشگاه،نمرات تغذيه رو برد بود.ارزش كمديه ديدن نمرات اين درس شونه به شونه ي ديدن و شنيدن اخراجي هاي 2 ميزد:
نصف كلاس،بل بيشتر 10،چند نفري هم زير 10، ماكس كلاس(كسي كه نمره اش از همه بيشتر است،شاخ كلاس،سعيدرضا مشفقي نمونه اي عالي از اين پديده هست) هم 16 20
حالا كه 2 ترم گذشته و خودم در باتلاق چربي ها و ويتامينهاي غذاها گير افتادم،به اين فكر ميكنم كه فيلم كميكي كه با بازي بازيگران تواناي ورودي ما خلق خواهد شد،چقدر تو سينماهاي ديدگان ورودي هاي جديد (بهمن 88) به فروش ميره.
درسي با مطالبي بسيار بدرد آينده بخور و غير فرار با نيمه عمر يادآوري مطالب 1 ساعت.(يعني اگه پدر مباركمون بياد جلوي چشم مبارك ترمون ،يك ساعت بعد نصف اون انرژي كه صرف اياب و ذهاب پدرمون شد ، به فنا ميره.طبيعيست كه يك ساعت بعد،نصف اون نصف هم از مغز سفر خواهد كرد و .... )
اعتراف ميكنم.اعتراف ميكنم كه جلوي اين يه مشت آجيل و شيريني و پروتيين و امثالهم كم آوردم. recourse
بابا 6 روزه دارم به طور ميانگين 5 ساعت در روز با تغذيه ور ميرم (ميشه 30 ساعت)، ولي هنوز از طراوت و تازگي مطالبش هيچي كم نشده lol
حالا ميفهمم كه كار كريم آقا فلافلي و هفت كچلاي رستوران دار، چه پيچ و خم هايي داشته. 14
فردا ديگه آخرين مهلته. 17
از امشب بايد شروع كنم به دعا كردن.دعا كنم كه تو شماره صندلي شانس بيارم.دعا كنم كه شانس بيارم و با اسطوره هاي كتاب و دفتر كلاس (كساني كه تعريف ماكس درشون ميگنجه به جز سعيدرضا مشفق،چون نميرسونه 9 ) همجوار بشم و شانس بيارم كه عقاب هاي ضد تقلب،پر و بالشون رو براي من نگسترن.
خيلي خفنه پسر. 15

پ ن‌ 1:تغذيه از اون سري درساس كه كل حضورم در كلاس به 2 ساعت همنميرسه. bully
پ ن 2:من براي 20 ميرم سر جلسه laughing .ميشود ،من ميتوانم wink

--اميد دارويي است كه اگر شفا ندهد حداقل درد را قابل تحمل ميكند. "مارسل آشار"
---غضنفر ميره کتابخونه کتابشو پس بده. کتابدار ازش مي پرسه کتاب چطور بود؟ غضنفرميگه: شخصيت زياد داشت ولي داستان و محتوا نداشت!
کتابدار : دفتر تلفن من دست تو چيکار مي کنه؟

بگو مگو

موضوع: تازه هانویسنده: رضا تاریخ: 10 دي 1388

ميگن كيك و سانديس دادن.ميگن با اتوبوس آدم آوردن.ميگن راديو و تلويزيون پشت و پناهتون بود.
آره درست ميگن.بر منكرش لعنت.
اما از كي تا حالا كيك و سانديس شده انگيزه؟يعني ارزش وقت آدم اينقدر كمه كه از كار و زندگيش ،بازي وتفريش، بزنه و بياد براي كيك و سانديس؟
از كي تاحالا گنجايش اتوبوساي ما اونقدر بالا رفته كه با 50 تا،فوقش 100 تا،اصلا آتيش زدم به مالم 200 تا ميتونن حمل و نقل اينجوري انجام بدن؟
تلويزيون تبليغ كرده.اما كي منكره اينه كه تبليغات فرد به فرد (فيس تو فيس) تاثيرش بيشتر از تبليغات عموميه؟ فكر كرديد اگه تبليغات گسترده ي اينترنتي (به صورت ايميل،پي ام،وبلاگ نويسي و ...) نبود،اگه اس ام اساي فراخوان تجمع آزادي (به ادعايي 3 ميليوني) نبود،ميتونستيد اون روز اونجوري كولاك كنيد؟(گفتم كولاك،يكم حال كنيد bully تازه تبليغات ماهواره اي رو هم بيخيال شدم،بريد حال كنيد laughing )

ميگن چجوري چرتكه انداختي كه ادعاي 6 ميليوني كردي؟آخه باقالي،كل تهران مگه چند ميليونه كه 6 ميليون اونجا باشن؟
ميگم،من اونجوري ادعاي 6 ميليوني نكردم.با فونت بزرگ و رنگي نوشتم اگر.
نوشتم اگر،اون تجمع آزادي 3 ميليون نفر باشه،اين از 6 ميليون هم بيشتره.
ميدان فردوسي -چهارراه ولي عصر-ميدان انقلاب -خيابان انقلاب بين اين ميادين-تقاطع جمالزاده-خيابان كارگر(جنوبي و ايضا شمالي) و ... پر جمعيت بود.اگه وقتي يه طرف خيابان آزادي و ميدان آزادي 3 ميليون جمعيت بگيره، كدوم ترازويي حكم كمتر از من ميده؟(تازه من كلي تخفيف دادم lol .حالا مشتري ميشيد؟)
ميگن سهم ما باتومه و سهم شما سانديس.
ميگم وقتي،يكي داره فحش ميده،يكي داره تخريب ميكنه،يكي داره سنگ ميزنه.تو بوسش ميكني؟نازش ميكني؟
البته منم مثل تو محكوم ميكنم.محكوم ميكنم دادن كيك و سانديسو.به نظر منم هيچ معني نداره پول بيت المالو اينجوري خرج كنن،ولي كردن ديگه.
بازم اگه چيزي ميگيد،بگيد تا منم بگم. 4